صلی الله علیک یا رحمه للعالمین

 

امروز - بیست و هشتم صفر-  آخرین رسول حق مهر سکوت بر لب می نهد و جبرائیل در حریم ملکوت گوشه عزلت می گزیند چرا که اینک خاک پیکر آن پاک را در خود نهفته و عرش اعلی و بهشت ابقی جان عزیزش را پذیرا گشته است. از این پس درهای آسمان بسته است، از این پس جز به مدد نور ستارگان امامت درشب تاریکی که با غروب خونرنگ دهم محرم سال 61 هجری آغاز شده است نمی توان راه جست و یافت. تا کی باشد که شمشیر آخته دوازدهمین پیشوا و رهبر، همنام آخرین رسول حق این تیرگی را بشکافد و خورشید راستی و عدالت را بر دیدگانمان بنشاند. چگونه می توان از این روح پاک و جان رسیده به افلاک سخن گفت؟ آنچه ما مسلمین، پیروان این آخرین پیامبر الهی می گوئیم و می نویسیم با عشقی بزرگ و شناختی اندک همراه است و آنچه اسلام شناسان غربی و غیرمسلمان می گویند و می نویسند با شناختی سترگ و برگرفته از برگه های تاریخ و بی عشقی هر چند اندک توام است. کجا می توان وصف این بزرگ مرد را یافت که عشقی سترگ و شناختی بزرگ با آن همراهی کند. کجا می توان آینه تمام نمای حبیب خدا را یافت و در چهره درخشان آن پاک اهورایی نگریست. بی شک جز در نهج البلاغه کلام شگفت آور امیرمومنان علی بزرگ، نمی توان وصف راستین و چهره بی آلایش رسول حق، پیامبرختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را یافت. در کلام امیرالمؤمنان هیچ وصفی بدون تفکر و هیچ ستایشی بی اساس نمی توان یافت. در سخن ایشان هر چه هست راستی بر خواسته از آگاهی و دانش است و کجا می توان دو جان را چون پیامبر و علی (علیهماالسلام) به یکدیگر نزدیک یافت،  نزدیک نه ! آشنا و هم خانه و هم اصل و یک ریشه یافت. چه جان علی جدای از جان پیامبر نیست. علی در دامان پیامبر رشد کرده و بالیده و پیامبر بر سینه علی  و در آغوش آن یارترین یار جان به جان آفرین تسلیم کرده است.

 

28 صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.
 

ای تو با قلبم صمیمی یا حسن

تو کریم بن کریمی یا حسن

داری از زهرا نشان یا مجتبی

مهربانی دل رحیمی یا حسن

صاحب رزقی  و جودت بی کران

ریزه خوار سفره ات هر انس و جان

آن قدر بخشنده ای محبوب من

بر سر خوان تو حاتم میهمان

از می کوثر چو آبم می دهی

بر خم زلفت چو تابم می دهی

آن قدر خوبی که هر چه بد کنم

با کریمی تو جوابم می دهی

تا خدا پرداخت جسم و جان وتن

پر نمودم از غم و رنج و محن

روی قلبم از ازل حک کرد او

هست این مخلوق مجنون الحسن

بی کس شهر پیمبر یا حسن

غربت تو همچو حیدر یا حسن

من چه گویم شرح دردت ای غریب

ای عصای دست مادر یا حسن

گریه کردن کار هر روز و شبت

آمده از گریه ها جان بر لبت

من نمی گویم که در کوچه چه شد

آن قدر گویم کمان شد زینبت

در میان کوچه دشمن راه بست

حرمت صدیقه زهرا شکست

آن قدر بر جسم و جانش لطمه زد

بی تأمل مادرت از پا نشست

خیره مانده چشم هایت سوی در

داغ آن کوچه هنوزت بر جگر

تا زمانی که به دنیا زیستی

دیگر از آن کوچه ننمودی گذر

اربعين؛ بلوغ عاشورا

 
در غروب عطش آلود، وقتى برق شقاوت خنجرى آبگون بر حنجره آخرين شهيد نشست. وقتى صداى شكستن استخوان در گوش سم‏ها پيچيد و آنگاه كه خيمه‏ها در رقص شعله‏ها گم شدند، جلادان همه چيز را تمام شده انگاشتند. هشتاد و چهار كودك و زن، در ازدحام نيزه و شمشير، از ساحل گودالى كه همه هستى‏شان را در آغوش گرفته بود گذشتند. تازيانه در پى تازيانه، تحقير و توهين و قاه‏قاهى كه با آه آه كودكان گره مى‏خورد، گستره ميدان شعله‏ور را مى‏پوشاند.
دشمن به جشن و سرور ايستاده است و نوازندگان، دست افشان و پايكوبان، در كوچه‏هاى آراسته، به انتظار كاروانى هستند كه با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، با شكسته‏ترين دل و تاول‏زده‏ترين پا، به ضيافت تمسخر و طعنه و خاكستر و خنده آمده است.
زنان با تمامى زيورآلاتشان به تماشا آمده‏اند. همه را انديشه اين است كه با فرو نشستن سرها بر نيزه، همه سرها فرو شكسته است.
اما خروش رعدگونه زينب‏عليها السلام، آذرخش خشم سجادعليه السلام و زمزمه حسين‏عليه السلام بر نيزه، همه چيز را شكست. شهر يكپارچه ضجه و اشك و ناله شد و باران كلام زينب جان‏ها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پرده‏ها به ميهمانى چشم‏هاى بسته آورد.
چهل روز گذشت. حقيقت، عريان‏تر و زلال‏تر از هميشه از افق خون سربرآورد. كربلا به بلوغ خويش رسيد و جوشش خون شهيد، خاشاك ستم را به بازى گرفت. خونى كه آن روز در غريبانه‏ترين غروب، در گمنام‏ترين زمين، در عطشناك‏ترين لحظه بر خاك چكه كرد، در آوندهاى زمين جارى شد و رگ‏هاى خاك را به جنبش و جوشش و رويش خواند. چهل روز آسمان در سوگ قربانيان كربلا گريست و هستى، داغدار مظلوميت‏حسين‏عليه السلام شد. چهل روز، ضرورت هميشه بلوغ است، مرز رسيدن به تكامل است و مگر ما سرما و گرما را به «چله‏» نمى‏شناسيم و مگر ميعادگاه موسى در خلوت طور، با چهل روز به كمال نرسيد.
اينك، چهل روز است كه هر سبزه مى‏رويد، هر گل مى‏شكفد، هر چشمه مى‏جوشد و حتى خورشيد در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. چهل روز است كه انقلاب از زير خاكستر قلب‏ها شراره مى‏زند. آنان كه رنج پيمان‏شكنى بر جانشان پنجه مى‏كشيد و همه آنان كه شاهد مظلوميت كاروان تازيانه و اشك و اندوه بودند و همه آنان كه وقتى به كربلا رسيدند كه تنها غبار صحنه جنگ و بوى خون تازه و دود خيمه‏هاى نيم سوخته را ديدند، اينك برآشفته‏اند، بر خويش شوريده‏اند. شلاق اعتراض بر قلب خويش مى‏كوبند و اسب جهاد زين مى‏كنند. چهل روز است كه يزيد جز رسوايى نديده و جز پتك استخوان كوب، فريادى نشنيده، چهل روز است استبداد بر خود مى‏پيچد و حق در سيماى كودكانى داغدار و ديدگانى اشكبار و زنانى سوگوار رخ نموده است. اينك، هنگامه بلوغ ايثار است. هنگامه برداشتن بذرى است كه در تفتيده‏ترين روز در صحراى طف در خاك حاصلخيز قتلگاه افشانده شد.
اربعين است. كاروان به مقصد رسيده است. تير عشق كارگر افتاده و قلب سياهى چاك خورده است. آفتاب از پس ابر شايعه و دروغ و فريب سر برآورده و پشت پلك‏هاى بسته را مى‏كوبد و دروازه ديدگان را به گشودن مى‏خواند. اربعين است. هنگامه كمال خون، بارورى عشق و ايثار، فصل درويدن، چيدن و دوباره روييدن. هنگامه ميثاق است و دوباره پيمان بستن. و كدامين دست محبت‏آميز است تا دستى را كه چهل روز از گودال، به اميد فشردن دستى همراه، برآمده، بفشارد؟ كدامين سر سوداى همراهى اين سر بريده را دارد و كدامين همت، ذوالجناح بى‏سوار را زين خواهد كرد؟
اربعين است. عشق با تمام قامت‏بر قله «گودال‏» ايستاده است! دو دستى كه در ساحل علقمه كاشته شد، بلند و استوار چونان نخل‏هاى بارور، سربرآورده و حنجره‏اى كوچك كه به وسعت تمامى مظلوميت فرياد مى‏كشيد، آسمان در آسمان به جست‏وجوى همصدا و همنوا سير مى‏كند. راستى، كدامين ياورى به «همنوايى‏» و همراهى برمى‏خيزد؟
مگر هر روز عاشورا و همه خاك، كربلا نيست؟ بياييد همواره همراه كربلاييان گام برداريم تا حسينى بمانيم.

             ××××××××××   امان  از  دل زینب   ××××××××××

سرو قدا ! همچو کمان می روی 

شیر زن قافله اهل بیت

عالمه عاقله اهل بیت

خیز و بیاشوب شب شهر را

پر زعلی کن نفس شهر را

حمله به طفلان حرم شد.بخوان!

دست ابوالفضل قلم شد. بخوان!

اصغر تو غرق به خون شد. بخوان!

اکبرت از اسب نگون شد. بخوان!

صبر حسن داری و شور حسین

غیرت زهرا و غرور حسین

سرو قدا! همچو کمان می روی

ماه رخا! اشک فشان می روی

     ××××××××   امشبی را شه دین در حرمش مهمان است  ×  ××××××××

 

فردا هم بغضم و اشک, فردا آبی را بی نام حسین نخواهم نوشید, فردا چشم از آسمان بر نخواهم داشت, نه تنها اشکش را که خون باریدنش را ببینم و به ماتم نشستن ستارگانش را که چگونه نظاره گر به خاک سپردن خورشید بر گودال قتلگاه بود و چرا بر تشنگی و عطش بهترین های زمین نبارید و عصر عاشورا و شب غریبانه اش را تاب آورد

     ×××××  امشب شب مرثیه ی سه ساله ی ابی عبدالله  ×××××  

 

 

یا رقیه!

                         تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی 

                                             تو تعبیر  پژواك  سرخ  صدایی

 

       ××××××××××× گریه کن ای دل به عزای حسین ×××××××××××

 

در بيان ثواب بكاء و گفتن و خواندن مرثيه و اقامه مجلس عزاءی حضرت سیدالشهداء

شيخ جليل كامل جعفر بن قولويه در كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم و جناب امام حسين عليه السلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السلاممي‌فرمود: كه منم کشتهء گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آنكه گريان مي‌گردد. و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي عليه السلام نزد جناب صادق عليه السلام مذكور نمي‌شد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم بيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و مي‌فرمود كه جناب امام حسين عليه السلام سبب گرية هر مؤمن است.

و شيخ طوسي و مفيد از ابان بن تغلب روايت كرده‌اند كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه نفس آن كسي كه به جهت مظلوميت ما مهموم باشد تسبيح است، و اندوه او عبادت و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان در راه خدا جهاد است. آنگاه فرمود كه واجب مي‌كند اين حديث به آب طلا نوشته شود.

و به سندهاي معتبرة بسيار از ابوعمارة منشد يعني شعرخوان روايت كرده‌اند كه گفت روزي به خدمت جناب صادق عليه السلام رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثية حسين عليه السلام بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه مي‌خواندم و حضرت مي‌گريست تا آنكه صداي گريه از خانة آن حضرت بلند شد.

و شيخ كشي (ره) از زيد شحام روايت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد حضرت او را اكرام فرمود و نزديك خود او را نشانيد، پس فرمود يا جعفر عرض كرد لبيك خدا مرا فداي تو گرداند، حضرت فرمود بَلَغَني اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر فيِ الْحُسَيْنِ وَ تَجيدَ به من رسيد كه تو در مرثيه حسين عليه السلام شعر مي‌گويي و نيكو مي‌گوئي عرض كرد بلي فداي تو شوم فرمود كه پس بخوان. چون جعفر مرثيه خواند حضرت وحاضرين مجلس گريستند و حضرت آنقدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جاري شد. پس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقربان در اينجا حاضر شدند و مرثية تو را براي حسين عليه السلام شنيدند و زياده از آنچه ما گريستيم گريستند. و به تحقيق كه حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهاي آن از براي تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. پس فرمود اي جعفر مي‌خواهي كه زيادتر بگويم؟ گفت بلي اي سيد من، فرمود كه هر كه در مرثية حسين عليه السلام شعري بگويد و بگريد و بگرياند البته حق تعالي بهشت را براي او واجب گرداند و بيامرزد او را. 

 

        ××××××× باز محرم رسید............... باز هوای حسین ××××××××××

         مثل هميشه خانه ي دل خانه ي غم است

                           امشب طلوع گريه ي ماه محرم است 

 

 

 

    بوي پيراهن خونين كسي مي آيد   

                               اين خبر را رسانيد به كنعاني ها

 

 

 

 

 

 

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله

سوگواري حسين عليه السلام همگاني است و هر كه از برپايي اين مجلس آگاهي يابد در هر كجا به سوگ مي نشيند.همه آفريدگان درهر زمان و مكان. آفريدگاني كه به چشم ديده شوند وآنان كه ديده نمي شوند.از حجاب ها و ساكنانش و عرش عظيم و بر دوش كشندگانش، آسمان هفت گانه و فرشتگان، ستارگان و همه پديده هاي درون و برونش، زمين ها وعناصر وفرزندان و گياهان و حيواناتش، بهشت رضوان و ساكنان و حوريان و كاخ هايش و نهرها و ميوه ها وآتش و مالك و خزانه دارانش و آنان كه در آنجا هستند.

ماتم حسين عليه السلام در هر چيزي دگرگوني پديد آورد و انقلابي برپا كرد وهر چيزي به تناسب ويژگي هايش در سوگ حسين عليه السلام  داغدار شد. چشم اشك ريخت، آسمان لرزيد و خون باريد و سرخ فام شد، آفتاب گرفت و سرخ شد، فرشتگان پريشان شدند و صف هايشان به هم ريخت و از عبادت بازماندند، درختان از خويش خون تراويدند، هوا به تاريكي گراييد، زمين به لرزه درآمد، كوه ها سر خم كردند و لرزان شدند، مرغان به زمين فرو افتادند، ماهيان به بيرون از آب افتادند، درياها شكافته شد و به يكديگر پيوستند، جنيان نوحه سر دادند و انسانها  پريشان شدند.

اين سوگواري كه در ميان همه آفريدگان بر پا شد در زماني خاص پديد آمد. امام صادق عليه السلام از اين زمان چنين ياد مي كنند:" حين ضرب الحسين بالسيف ثم ابتدر اليه ليقطع راسه." " آن هنگام كه پيكر حسين عليه السلامرا با شمشير زخمي كردند و آهنگ آن كردند كه سرش را از تن جدا كنند."

پيكر آن حضرت را سه بار زخمي نمودند، در حاليكه سوار بر اسب بود ضربه اي بر پيكرش فرو نشاندند و آن هنگام كه نشسته بود ضربه هاي پياپي بر پيكرش فرو نشاندند و ديگر بار زماني كه سجده كنان بر روي زمين افتاد، ضربه هايي بسيار بر گردنش نشاندند و پس آن گاه هنگامي كه آهنگ آن نمودند كه سر از تنش جدا سازند چندين ندا همزمان برخاست:

 حسين عليه السلام ندا داد كه " ااقتل عطشانا و جدي محمد المصطفي آيا تشنه كام كشته مي شوم با اين كه جدم محمد مصطفي صلي الله عليه و آله است." و فرشته اي به اذن خدا از ميان عرش ندا در داد: " اي مردم سردرگم و گمراه! ديگر فيض عيد فطر و عيد قربان را در نمي يابيد." فرشته اي از فرشتگان فردوس اعلي نيز با گستردن بالهايش بر روي درياها چنين ندا در داد كه" اي اهل درياها! جامه اندوه و سوگ بر تن كنيد كه فرزند پيامبر خدا را سر بريدند."

جبرئيل عليه السلام نيز شيون كنان ندا در داد:" به راستي كه حسين عليه السلامدر كربلا كشته شد."

در همين حال، زينب سلام الله عليها از خيمه گاه به سوي قتلگاه مي دويد و نداي يا اخا يا سيدي سر مي داد.

چون اين ضجه ها و فريادها به يكباره در فضا پيچيد، در عالم هستي انقلابي در افتاد و همه اجزاي موجودات در سوگ حسين عليه السلام متاثر گرديد.

آيا شما با شنيدن اي مصائب و ناله هاي جانسوز در وجودتان انقلابي برپا نمي شود؟

ابوذر در اين باره چنين مي گويد:" اگر از مصيبت هايي كه به گاه شهادت حسين عليه السلام بر اهل عالم روي داد آگاه مي شديد، چنان مي گريستيد كه جان مي داديد."

" اللهم اني اعوذبك من قلب لايخشع و عين لا تدمع!"

چه سان میتوان از کاشت زغال ....نور برداشت کرد؟؟!!

امروز هم گذشت

میگویند گذشته ها گذشته وبه امید آینده نگاهت را شکوفا کن و....اما آخرت مرا...قیامت مرا....همین گذشته های من وتو می سازد !!!  ...نمیسازد؟؟!!چه کسی گفت زمین از پی فرداست که به خود میبالد؟؟بخدا زمین هم از عمل من وتو.....مینالد....زخمهای هویدا ...باطنهای پلید...دفتر اعمالی سیاه وتباه....چه سان میتوان از کاشت زغال ....نور برداشت کرد....؟؟!!سجده های هواس پرت من!!!نمازهای آبکی من....میدانم بنده نیستم....پس آینده انسان در گرو دیروز است یا اعمال امروز؟؟!!بی شک ...امروز ودیروز وهر روز این روزها....میشود قیامت من وتو....الهی العفو....الهی عظم البلا!!....

××××××××××××× بازتاب حمله به سید محمد خاتمی در دنیا ×××××××××××

..................................  در عزای شهید رمضان   ............................

 

ای ماه سر به مهر

سر از سجده برمدار

پشت سرت کسی هست تا شق القمر کند...

محراب کوفه لاله گون شد       رخسار حیدر غرق خون شد

کوفه دگر مولا ندارد              زینب دگر بابا ندارد

دردا که از فرق تو خون بر خاک دادند  پیشانیت را تا به ابرو چاک دادند


اعمال صبح قدر را آغاز کردند  از فرق خونین تو قرآن باز کردند


با آن همه خوبی که عمری از تو دیدند     سرو قدت رااز ستم درخون کشیدند

در سجده حقت را ادا کردند افسوس     فرق منیرت را دو تا کردند افسوس


آهت شرر بر قلب سنگ خاره میزد    خون از سر نورانیت فوّاره میزد

ای کشته در محراب از فرط عدالت   خوش بر شما دادند پاداش رسالت


از تیغ زهر آلوده و از ضرب سیلی   روی تو گلگون. روی زهرا گشت نیلی


روزی که با هم در سقیفه عهد بستنند   فرق تو و پهلوی زهرا را شکستند


تشییع تو تشییع زهرا شد شبانه  هم دفن تو هم دفن او شد مخفیانه


این راز در دامان صحرا بود مخفی هم دفن تو هم دفن زهرا بود مخفی


قبر تو ای تا صبح روز حشر مظلوم   آخر برای دوستانت گشت معلوم


دردا که یاران عقدهِ دل وا نکردند   چون قبر زهرای تو را پیدا نکردند



اینک زجا خیز و به جسم شیعه جان ده  آن تربت گم گشته را بر ما نشان ده

 

ناله كن اى دل به عزاى على                           گريه كن اى ديده براى على
كعبه ز كف داده چو مولود خويش                      گشته سيه پوش عزاى على
عمر على عمره مقبوله بود                             هر قدمش سعى و صفاى على
ديده زمزم كه پر از اشگ شد                            ياد كند، زمزمه‏هاى على
تيغ شهادت سر او را شكافت                           كوفه بود، كوه مناى على
عالم امكان شده پر غلغله                               چون شده خاموش صداى على
نيست هم آغوش صبا بعد از اين                       پيك ظفربخش لواى على
منبر و محراب كشد انتظار                                تا كه زند بوسه به پاى على
واى امير دو سرا كشته شد                              خانه غم گشته،سراى على

قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر.

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

ادامه نوشته

×××××× آمد رمضان و عید با ماست ............ قفل آمد و آن کلید با ماست ××××××

 السلام علیک یا شهر الله

اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران وافترضت علی عبادک فیه الصیام

صل علی محمد و ال محمد

وارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام

واغفرلی تلک الذنوب العظام فانه لا یغفرها غیرک

یا رحمن یا علام

 

2400822e2s8p86o7i.gif

 

 والحمدلله الذی تحبب الی و هو غنی عنی

و چون هلال رمضان هویدا شد رسول خدا چنین ندا داد که یا ایها الناس! بدرستیکه ماه برکت و رحمت و آمرزش رو کرده است. ماهی که نزد خدا بهترین ماهها و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبهاست. پس به ضیافت الله خوانده شده ایدو از اهل کرامت گردیده اید که نفسهایتان در آن ثواب تسبیح حق دارد و خوابهایتان ثواب عبادت و اعمالتان مقبول و دعایتان مستجابست. پس بدرستیکه شقی و بدعاقبت کسی است که محروم گردد از آمرز حق در این ماه عظیم.

ایها الناس! یاد کنید به گرسنگی و تشنگیاتان در این ماه گرسنگی و تشنگی قیامت را و تصدق کنید بر فقران و مسکینان و پیران را تعظیم و بر کودکان ترحم و نوازش نمائید.

نگاه دارید زبانهای خود را از آنچه نباید گفت و بپوشید دیده های خود را از انچه حلال نیست شما را نظر کردن به سوی آن و باز دارید گوشهای خود را از انچه حلال نیست شمارا شنیدن آن و مهربانی کنید با یتیمان مردم تا مهربانی کنند بعد از شما با یتیمانتان و بازگشت کنید بسوی خدا از گناهان خود و بلند کنید دستهای خود را بدعا در اوقات نماز. چرا در آن اوقات نظر میکند حق تعالی برحمت بسوی بندگان خود و لبیک میگوید ایشانرا هرگاه مناجاتش کنند.

ایها الناس! هر که از شما افطار دهد روزه دار مومنی را در این ماه از برای او خواهد بود نزد خدای جل و اعلا ثواب بنده آزاد کردن و امرزش گناهان گذشته. پس بعضی از اصحاب گفتند که یا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداریم حضرت فرمود: بپرهیزید از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگرچه به یک شربت آبی باشد بدرستیکه خدا این ثواب را میدهد کسی را که چنین کند اگر قادر بر زیاده از این نباشد.

ایها الناس! هر که خلق خود در این ماه نکو کند بر صراط آسان گذرد در روزی که قدم ها بر آن بلغزد و هر که در این ماه شر خود را از مردم باز دارد حقتعالی عذاب خود را در قیامت از او بر می دارد و هر که در این ماه بر من بسیار صلوات فرستد خدا سنگین گرداند تراز عمل او را در روزی که تراز های اعمال سبک باشد.

اللهم صل عل محمد و آل محمد 

 

ادامه نوشته

گستاخی مجدد فاطمه رجبی!!!! اینبار با بی شرمی بیشتر!!!!!

                                         

                  

فاطمه رجبی: ملت برای سیدحسن خمینی هیچ جایگاهی قائل نیست!

گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، فاطمه رجبی از افراطی‌ترین حامیان احمدی‌نژاد نوشت:

ارزیابی رهبر معظم انقلاب از انتخابات 22خرداد، اعلان مردودی برخی خواص را نتیجه داد. این خواص در دیدگاه جامعه چه کسانی هستند؟ سنجش جامعه نسبت به آنها چیست؟ آیا جامعه آنها را نمی‌شناسد و یا در موردشان تردیدی دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها ضروری می‌نماید از این افراد كه با لطف رهبری تنها «مردود» اعلام شدند و در محكمه ملی خائن و محكوم و سزاوار مجازات قطعی، نام برد. ........

سخن آخر به سیدحسن خمینی باز می‌گردد كه غائبی دیگر بود. هر چند روزنامه‌های وابسته به كودتا در این راستا قلم به مزدی‌ها كردند.....

برای خواندن متن کامل فحش نامه فاطمه رجبی به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

محاکمه دلسوزترین فرزندان ایران با اتهامات واهی، کیفرخواستی با نثر و ادبیات کیهانی

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست. دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است. صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم). مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد. وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند .
میرحسین موسوی

اعتراف محمد علی ابطحی:
 
 در زندان شرایط عادی زندگی را داشتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
 
سید محمد خاتمی: دادگاه دیروز مغایر قانون اساسی بود؛ نمایش‌های اینچنینی به ضرر نظام است

رئیس جمهور سابق کشورمان با نمایشی خواندن آنچه روز گذشته تحت عنوان دادگاه متهمان حوادث اخیر برگزار شد، اعترافات را فاقد اعتبار دانست و بر محاکمه مسببان جرم‌ها و جنایات رخ داده در بازداشتگاه‌ها تاکید کرد.

همسر ابطحی: "اوج بی وجدانی را دیدیم"

فهیمه موسوی نژاد گفت چیزی که با پخش این اعترافات می توان فهمید این است که تنها چیزی که در میان برخی دست اندرکاران وجود ندارد اخلاق و وجدان است. وی تصریح کرد: "این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند."
همسرسیدمحمدابطحی افزود: "ایشان اشاره کرده بود به قرصی که چند شب است به او می دهند. من اثرات آن را نمی دانم. برخی از دوستان می گفتند که همین کار را با آقای سحابی کرده بودند یعنی قرص های مشابهی را هم به ایشان داده بودند، به نحوی که وقتی برخی برای ملاقات با وی می روند می گویند اصلا این سحابی با آن سحابی که ما می شناختیم متفاوت بود. این ابطحی هم آن ابطحی خودمان نبود. یک داروهایی استفاده می کنند. من اطلاعات دقیق از تاثیرات این داروها ندارم اما حالت ایشان عادی نبود."

وی در مورد آزادی همسرش گفت: "ما امیدواریم اما با صحبتی که با ایشان داشتیم وآن دو نفر کارشناسی که همراه ایشان در ملاقات بودند وقبل از آن با آنها صحبت کرده بودم اصلا نفهمیدم که چه کار خواهند کرد. یک بار می گویند که تمام می شود ویک بار می گویند که اگر ملاقات خوبی داشته باشید و بازتاب ملاقاتتان خوب باشد شاید به شما مرتب ملاقات بدهیم. ما مدتها فکر می کردیم چنین روزی خواهد آمد. یک موقعی گفتند که اعترافات را پخش می کنند. همه می دانند این بحث ها از نظر حقوقی بی اعتبار است. کسی که چهل وپنج روز در انفرادی بوده و آن زمانی که با خانواده صحبت کرده در شرایط تحت فشار بوده نمی تواند در شرایط عادی باشد. یک شب نیمه شب او را از خواب بلند کرده اند که با خانواده اش صحبت کند، روز دیگر وسط بازجویی به ما زنگ زد که اصلا صدایش در نمی آمد که با ما حرف بزند. شرم آور است که افراد را در چنین شرایطی می گذارند."

 مجمع تشخيص مصلحت نظام در واكنش به اظهارات امروز ابطحی مبني بر هم قسم شدن آيت‌الله هاشمي با آقايان خاتمي و موسوي آورده است: اين خبر از اساس كذب محض است و معلوم نيست در چه شرايط و ملاحظاتي بيان شده است.

اداره كل روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام با توجه به اظهارات يكي از بازداشت‌شدگان اخير در خصوص هم قسم شدن آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با آقايان خاتمي و موسوي در جهت پشتيباني از همديگر، آورده است: اين خبر از اساس كذب محض است و معلوم نيست در چه شرايط و ملاحظاتي بيان شده است.
در ادامه اين نامه آمده:
جهت تنوير افكار عمومي به اطلاع مي‌رساند در ديداري كه بعدازظهر شنبه و بعد از جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام و نه روز دوشنبه با حضور آقايان خاتمي، موسوي و حاج حسن خميني انجام شده بود، آقاي خاتمي اعلام مواضع خود را به تشكيل جلسه مجمع روحانيون مبارز موكول كرده و آقاي موسوي نيز مواضع خود را با صدور بيانيه‌اي كه قبلا منتشر شده اعلام كرده و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز در آن جلسه بر رعايت موازين قانوني در اعلام مواضع و پيگيري خواسته ها تاكيد كرده بودند و همانگونه كه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در نامه مورخ 19/3/88 خود تصريح كرده‌اند، در اين انتخابات از هيچ يك از نامزدها حمايت نداشتند و در جريان حوادث بعد از انتخابات كوچكترين دخالتي نكرده‌اند و نظر ايشان براي برون رفت از وضع نامناسب جاري همان است كه در خطبه‌هاي نماز جمعه مورخ 26/4/88 بيان كرده‌اند. پس هرگونه مطلبي خارج از اين چارچوب كذب محض مي‌باشد.
انشاءالله همه ما در بيان مطالب و همچنين اعتراف گرفتن از بازداشت‌شدگان اخير براي خوشايندي يك جريان خاص، اصل و اساس نظام را زيرسئوال نبريم.

بیانیه جبهه مشارکت درباره‌ی دادگاه نمایشی
بسم الله الرحمن الرحیم
کودتای انتخاباتی اقتدارگرایان با آغاز شوی مضحک دادگاه فله ای جمعی از بازداشت شدگان اخیر وارد مرحله ای تازه شد. 

در دادگاه امروز آنچه بیش از هرچیز جلوه گری کرد و متن دادخواست مدعی العموم بود که پس از 50 روز ایزوله کردن و فشار بر صدها تن بازداشتی مختلف انتظار می رفت متن قابل تامل و جدی تری باشد، اما آنها به قدری از به زمین سفت خوردن کودتایشان در جامعه دچار شوک و عصبیت هستند که حاصل آن بیانیه ای آشفته و ضعیف در حد سرمقاله های آشنای کیهان از کار در آمده که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد. آنها به قدری در این تهیه این دادخواست، شتابزده عمل کرده اند که حتی در تشخیص اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت که به راحتی در سایت ها قابل جست و جوست، خطا کرده اند و به عنوان نمونه آقای دکتر تاجیک، رئیس محترم دفتر مطالعات استراتژیک در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی را عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت خوانده اند ! متاسفانه در این متن سیاسی و غیرحقوقی و غیرمستند، تحلیل های ارایه شده نیز دقتی در همین حد دارد.

ادامه نوشته

ما کجا و قرآن کجا؟ به قلم  دکتر معصومه ابتکار

  
معصومه ابتکار
 
ما کجا و قرآن کجا؟
 
این خداوند بود که دست های آنها را از تسلط بر شما و دست های شما را از تسلط بر آنها در وادی مکه بازداشت، بعد از آنکه بدون جنگ و خونریزی پیروزی را نصیب شما فرمود، همانا خداوند بینایی کامل به اعمال شما دارد ... و اگر این ملاحظه نبود که معدود مردان و زنان مومن بر اثر تهاجم شما غافلگیر شوند و صدمه ببینند و ندانسته گناه و ننگ آن دامنگیر شما شود‌‌ (خداوند از بروز جنگ جلوگیری نمی فرمود)... آیات ٢۴ و ٢۵ سوره فتح  

آیات بالا از نمونه های بارز ضرورت حفظ جان و کرامت انسان ها به خصوص مومنین در قرآن کریم است. این آیات بعد از صلح حدیبیه نازل شد و نشانگر این است که صدمه دیدن افراد در میدان تنازعات امری بی اهمیت و قابل چشم پوشی نیست.

 

چند روز پیش به عیادت  امیر رفتم. امیر یکی دیگر از جوانانی است که در 25 خرداد در پایان راهپیمایی عظیم و آرام معترضان به نتایج انتخابات اخیر صدمه دیده است. او حتی در این تظاهرات حضور نداشته و در بازگشت از فرودگاه مهرآباد و در مسیر خانه مورد حمله قرار می گیرد.

امیر جوانی با ایمان از خانواده ای متدین است. پدرش از مبارزین پیش از انقلاب بوده و شاید نیمی از ثروتش را به انحاء مختلف مصروف جبهه های دفاع مقدس کرده است.

امیر می گفت: به میدان آزادی که رسیدم حدود ساعت 8 شب بود. همانطور که به تنهایی داشتم از گوشه ای حرکت می کردم تعداد زیادی از افراد باتوم به دست و کلاه به سر را دیدم که به سویم می آیند، اما با خود فکر کردم به من که کاری ندارند و آرام از گوشه ای به راهم ادامه دادم که ...

امیر حالا حدود 40 روز است که بر روی یک تخت در حالی که از گردن به پایین فلج است، خوابیده و شرایط تلخی را می گذراند. 

می گفت: دهها ضربه باتوم خوردم و در حالی که هیچ دفاعی نداشتم ناگهان تیری به صورتم اصابت کرد و بعد هم دو گلوله خلاص به سرم ...

زنده ماندن امیر یک معجزه است. گلوله ای در کنار چانه او شلیک شده که پس از عبور از کنار فک در نزدیکی نخاغ ایستاده است و دو گلوله ای که به سرش زده اند، پوست را صدمه زده و مغزش آسیبی ندیده است.

امیر با صدایی آرام در حالیکه از اکسیژن استفاده می کرد و جملاتش را مقطع به زبان می آورد، می گفت: حتما خداوند حکمتی داشته که این اتفاق برایم رخ داد. من راضیم به رضای او ...

چشمم به صورت پدر پیرش افتاد که با عشق و اشک او را نگاه می کرد. 

واقعا ما کجا و قرآن کجا...   

بعد از تحریر:

همیشه امید هست. امیر می تواند دست راستش را حرکت دهد و در بخش هایی از بدن نیز احساس درد دارد


فرزند شهيد مطهري در يادداشتي نوشته است:به مخيله امام خطور نمي‌کرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه مي‌داد.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمد مطهري، فرزند شهيد مرتضي مطهري، طي يادداشتي انتقاداتي بي‌سابقه نسبت به شرايط کنوني مطرح کرده است . متن يادداشت به شرح زير است:

دفاع از نظام اسلامي به هر وسيله؟!!

به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». اين افراد، يا ظلمي بر خودشان رفته و فريادرسي نديده‌اند، و يا ظلمي آشکار در حق يک فرد ـ مانند آنچه در جريان بازجويي وحشتناک بر همسر سعيد امامي رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولي هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در اين زمينه بسيار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده مي‌کنم.

. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوه‌هاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.

2. به نظر مي‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز يک مسأله، قابل چشم پوشي و يا اهمال است حتي آنجا که پاي يک حکم اسلامي و يا روحانيت در ميان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنيتي» به خود بگيرد، به طوري که تقاضاي اجراي عدالت در مورد يک مساله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل.

به همين دليل است که براي آزرده نشدن برادران اروپايي حکم قطع دست سارق (در شرايط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمي‌شود و حتي در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نواميس مردم به خاطر اعتراض کشورهاي غربي کوتاهي صورت مي‌گيرد (چون اين مسائل «امنيتي» نيست و بنابراين مي‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادي چون زهرا بني يعقوب در زندان اگر تمام آبروي اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌اي نيست چون پاي دردانه‌هاي امنيتي در ميان است. باز از همين روست که فيلم «مارمولک» با اينکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانيت را داشت از سوي کارشناسان امنيتي بي اشکال اعلام شد اما فيلم «به رنگ ارغوان» که در مورد يک مأمور امنيتي است به خاطر ممانعت آنان جواز نمايش نمي‌گيرد.

3. هنوز پس از سي سال معلوم نيست که وظيفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهاي مشهود در نظام اسلامي چيست؟ من نمي‌دانم که چرا بايد درباره رابطه ميان جمهوريت و اسلاميت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمي مانند وظيفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در يک نظام اسلامي، مورد توجه قرار نگيرد؟ حضرت امام (ره) در وصيتنامه خويش در مورد ترويج فساد چنين هشدار دادند که «مردم به دستگاه‌هاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند». البته به مخيله امام هم خطور نمي‌کرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را به بهانه شرايط امنيتي، بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه مي‌داد.

4. افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار مي‌شد. اين ديگر چه صيغه‌اي است که وقتي کسي بازداشت مي‌شود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدي در تکثير مخالفان نظام در ميان باشد).

در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌خواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر مي‌شود! آيا اين همان "آزادي تقريبا مطلق" در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن مي‌گفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانواده‌هاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است.

5. عمل به قانون هم مثل خيلي چيزهاي ديگر جناحي شده است. خلاف قانون، فقط اين نيست که کانديدايي به حکم شوراي نگهبان تمکين نکند. نمي‌شود در اين مورد فرياد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غيرقانوني با مردم معترض ـ که با اندک محبتي مي‌توانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پيش از اين نيز گفته ام اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» صورت مي‌گيرد سقوط نکند بسيار بعيد است که با عامل ديگري، حتي حمله نظامي از پا درآيد.

6. ميان «جمع کردن» يک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسيار است. اولي از کساني برمي آيد که به هر مساله تنها به ديد امنيتي مي‌نگرند و دومي کار افراد بصير و دلسوزي است که ديدي جامع به مسائل داشته و راه حلهاي امنيتي را آنهم بدون وقوع هيچ ظلمي آخرين گزينه مي‌دانند نه اولين گزينه. با ظلم مي‌توان يک مسأله را جمع کرد اما نمي‌توان آن را حل کرد. در يک نظام مردمي هميشه راه حل غير امنيتي مقدم و بسيار کارساز است.

روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» مي‌دانند چگونه درباره اين کارخانه‌هاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نمي‌آورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين مي‌کنند با جوانان بي نام و نشان چه مي‌کنند؟

اين را هم بايد اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زياد داريم. عده‌اي توجه ندارند که به ويژه در هنگام بحران‌ها، دشمن‌شناسي تنها از معدود افراد بصير، عالم و متقي بر مي‌آيد و نبايد اجازه داد يکي با دسترسي به شنود، ديگري با خواندن چند بولتن محرمانه، سومي براي تسويه حساب‌هاي شخصي، چهارمي با تفسيرهاي سودجويانه تحليل‌هاي بيگانگان و پنجمي براي خودشيريني يا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.

اين به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و مي‌کنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام مي‌دهند که از هيچ دشمني بر نمي‌آيد.

7. کسي نمي‌تواند خود را پيرو ولايت فقيه بداند و در عين حال در مورد ظلمهايي که نهايتا کل نظام اسلامي را به نابودي خواهد کشاند بي تفاوت بماند، مگر آنکه پيامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پيامبر (ص)، ظلم يک حکومت را نابود مي‌کند و حتي کفر چنين اثري ندارد. بنابراين هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بيشتري دارد بايد نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطري است که رهبري و کل نظام را تهديد مي‌کند بيشتر فرياد بزند. کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري مي‌زند و در عين حال بر اين ظلم‌ها چشم مي‌بندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.

چه اتفاقي بايد بيفتد که قاطبه علما که خود نيز براي استقرار و دوام نظام زحمتها کشيده‌اند فارغ از جناح بنديها و دعواهاي انتخاباتي در مقابل اين ظلمها واکنش جدي نشان دهند؟ آيا براي مردم قابل قبول است که براي فوت يک عالم دست چندم ـ که البته تکريمشان واجب است ـ چندين اطلاعيه از سوي علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولي براي مرگ چند جوان در بازداشتگاه‌هايي که هيچ کس مسؤوليت آن را نمي‌پذيرد سکوت پيشه شود؟ نقش روحانيت در نظام اسلامي تملق گويي نسبت به نظام نيست، بلکه همان طور که شهيد مطهري تاکيد داشت ـ و البته تا حد زيادي مغفول ماند ـ رويکردي نظارتي و منتقدانه با تکيه بر عدالت است.

در اينجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معناي ناديده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنيت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زيادي براي مردم انجام داده و مي‌دهند و نه به معناي عدم لزوم مجازات سنگين براي آشوبگران واقعي که بسيار هم اندک بوده‌اند. ديگر آنکه راه حلهايي از قبيل تشکيل چند کميته رسيدگي ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند يکي از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهايتا به تهيه چند گزارش «خيلي محرمانه» و ارسال آن براي مسئولان بينجامد، هيچ کمکي به باور مردم به مقابله جدي با اين فجايع نخواهد کرد و شايد تشکيل ندادنش مفيدتر باشد زيرا براي مردم اميد واهي ايجاد مي‌کند.

روشن است که مرحوم محسن روح الاميني تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبري با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگاني مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است.

آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر مي‌رسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند.

شربيني که توسط يک «شهروند» آلماني در يک کشور سکولار کشته شد و در بيش از 200 بخش خبري در کشورمان از او ياد شد بسيار مظلوم بود، اما آيا يک جوان ايراني که در يک اعتراض آرام خياباني دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبري ـ آن هم در کشوري که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان مي‌داند ـ از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد صدها بار مظلومتر از شربيني نيست؟

اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچ‌کدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نمي‌شود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.

×××××××××××××××××  عاشقان عیدتان مبارک ×××××××××××××××××

سوم شعبان طلوع خورشید حماسه

 تجلی جمال خداوندی

تبلور سالار زینب

مبارک باد.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

این حسین کیست که از همه دل می ستاند*** این حسین کیست که از همه دلربایی می کند*** این حسین کیست که عاشق از او گدایی می کند*** این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست*** این حسین کیست که جان ها همه پروانه ی اوست*** این حسین کیست که بنده است و بنده نوازی می کند*** این حسین کیست که دل و دین و عقل وهوش می برد*** این حسین کیست که کربلای او بهشت روی زمین است*** این حسین کیست که اسلام را زنده می کند*** این حسین کیست که غم عشقش همه رو کربلایی می کند*** این حسین کیست که کار خدایی می کند*** این حسین کیست که عاشق او تا ابد شاه دو عالم می شود*** این حسین کیست که هرکه نامش را شنود در کوی گدای او گدایی می کند*** این حسین کیست که هرکه دیوانه ی او نشود بی وفایی می کند*** این حسین کیست که نام کربلای او دلبری می کند*** این حسین کیست که نام زیبای او بر عرش اعلا درخشندگی می کند*** این حسین کیست که همتا ندارد***
 

بسم رب الارباب

عرشیان هله هله کنان

فرشیان پای کوبان

چنین ندا سر دهند که:

الا یا اهل العالم! حسین (ع) متولد شد.

قرة عین الرسول

               انت فی قلبی یا حسین                     

ای نگار بی قرینه                تو خودت منو خریدی

حلقه در گوش تو گشتم         به جنون منو کشیدی

 توی لحظه هام همیشه            از غم تو غرق آهم       

نیازی به کس ندارم                  تا تو هستی تکیه گاهم

  

بهاربيست                   www.bahar-20.com

صلی الله علیک یا ابوالفضل عباس

حک شده سر درب عرش اعلی

عشق است ابوالفضل

بر قلعه قلبم علمی سبز نشاندم

بر روی علم سطر ز جنس زر اعلی

عشق است ابوالفضل

تا دید دو چشمان قشنگ پسرش را

با ام بنین گفت چنین حضرت مولا

عشق است ابوالفضل

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
 
صلی الله علیک یا سید الساجدین
 
 ‎صفتش عیان شده از نبىّ، بلغ العُلى‎ ‎بكماله ‎    به نظر اگر چه بشر بود، ز بشر نه جنس دگر‎ ‎بود
 
  
‏قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.
اوّل آن كه به  مردم  چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).
دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او
سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سازد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

ادامه نوشته

" بعثت لا تمم مكارم الاخلاق"؛ من براي كامل كردن فضايل اخلاقي مبعوث شده ام.

بر محمد و آل او صلوات

یک روز که پیغمبر از گرمی تابستان همراه علی می رفت در سایه ی نخلستان
دیدند که زنبوری از لانه ی خود پر زد آهسته فرود آمد بر دامن پیغمبر
بوسید عبایش را دور قدمش پر زد بر خاک کف پایش صد بوسه ی دیگر زد
پیغمبر از او پرسید آهسته بگو جانم طعم عسلت از چیست ؟ هرچند که می دانم
زنبور جوابش داد چون نام تو می گویم گل می کند از نامت صد غنچه به کندویم
تا یاد تو را هر شب چون گل به بغل دارم هر صبح که برخیزم در سینه عسل دارم
از قند و شکر بهتر خوشتر ز نبات است این طعم عسل از من نیست طعم صلوات است این

بر طاق دو ابروی محمد صلوات

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است. محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت مي گذرانيد .

آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود كه محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنيد كه او را امر به خواندن كرد  . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

آري چه شروع زيبا و كاملي. اين آيات از خواندن، خلقت، كيفيت خلقت، شكر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند.

محمد، هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد، از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!و چون خديجه علت را جويا شد گفت:آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!

خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشي پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم.


نامه اسکندر دلدم استاد تاریخ سیاسی

همگان به خوبي مي‌دانند در بين كانديداهاي رياست جمهوري، آقاي كروبي از همراهان حضرت امام (ره) قبل از سال 1342 نماينده حضرت امام در بنياد شهيد، اميرالحاج، نماينده و رئيس مجلس شوراي اسلامي و داراي سوابق عديده جانفشاني در راه نهضت و انقلاب اسلامي و از مصاديق بارز سابقون السابقون هستند. 2- مقام معظم رهبري بارها از همه آحاد ملت خواستند تا در صحنه انتخابات حضور موثر داشته باشند و عرصه سرنوشت‌ساز انتخابات را با حضور موثر خود گرم نگه دارند. 3- هريك از كانديداهاي محترم اقدام به برپايي ستادهايي جهت اداره امور تبليغات خود كردند كه تاسيس اين ستادها نيز قانوني و بلاشبهه بود. بنابراين به وضوح ملاحظه مي‌شود كه با تاييد شوراي نگهبان كانديداهاي مورد نظر نظام وارد عرصه انتخابات شدند كه كاملا حضوري منطبق با قانون داشتند و فعاليت ستادهاي آنها هم در چارچوب قانون بوده است، و اگر چنين نبود نيروهاي محترم حافظ سلامت انتخابات كه پس از اعلام نتيجه انتخابات مقتدرانه در خيابان‌ها حاضر شدند، به سادگي مي‌توانستند جلوي فعاليت اين ستادها را هم بگيرند يا با صدور اطلاعيه‌اي چندخطي و پخش آن از صدا و سيماي جمهوري اسلامي كه با رعايت بي‌طرفي (قبل و بعد از انتخابات) دعاي خير همه راي‌دهندگان را نثار خود ساخت به جوانان فعال در اين ستادها اعلام كنند كه آنچه از اين ستادها به مشام مي‌رسد بوي كباب نيست... فرزند اينجانب كه جوان ساده‌لوح و زودباوري است به عنوان يك وظيفه ملي و ميهني با عشق و علاقه در ستاد انتخاباتي جناب آقاي كروبي (بخش دانشجويي) حاضر شده و به تصور آنكه آقاي كروبي روحاني است، از پيشگامان انقلاب است و سال‌ها يكي از سران سه قوه بوده است و احيانا وصله همكاري با آمريكاي جنايتكار و اسرائيل غاصب و اروپاي استعمارگر و ساير كشورهاي دزد و پدرسوخته و... جهان به او نمي‌چسبد در ستاد وي فعاليت هاي معمولي و به قول جنايتكاران امپرياليست نرمال(!) داشته است. پس از اعلام نتيجه انتخابات هم با قبول پيروزي حماسي و راي شگفت‌آور جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد به منزل بازگشت و قبول كرد كه استقبال عظيم مردم از آقاي دكتر احمدي نژاد و راي دشمن‌شكن ايشان نتيجه مسافرت‌هاي استاني و كاهش نرخ تورم و از ميان بردن بيكاري و رونق اقتصادي و بهبود روابط ايران با كشورهاي عمده جهان نظير جزيره كومور و نيكاراگوئه و پرو و ساير كشورهاي تاثيرگذار جهان بوده است. در حالي كه مردم به محض پايان انتخابات پيروزي جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را در خيابان‌ها جشن گرفته بودند گاهي صف جشن‌ها از ميدان تجريش و وليعصر و هفت تير تا ميدان آزادي مي‌رسيد، فرزند اينجانب به نام صالح دلدم مفقودالاثر شد. پس از حدود يك هفته از طريق دكتر ابراهيم يزدي كه از بيمارستان پارس به زندان اوين منتقل شده بود مطلع شديم صالح دلدم به جرم عضويت در ستاد آقاي كروبي در بند 209 زندان اوين محبوس است تا بنشيند و بينديشد كه نكند جواز قبولي آقاي كروبي در شوراي نگهبان هم مثل دكتراي جناب آقاي دكتر كردان جعلي بوده است يا نكند ستاد انتخاباتي آقاي كروبي وابسته به پنتاگون و سي‌آي‌اي و اينتليجنت سرويس بوده و اين جوان ساده‌لوح خبر نداشته است! اگر اينطور نبوده چرا بايد جواني را كه هيچ گناهي ندارد مگر باوركردن بازي انتخابات را مدت يك ماه زنداني كرد و مورد ظلم قرار داد. اينجانب اسكندر دلدم استاد تاريخ سياسي مولف 95 جلد كتاب سياسي و تاريخي و نويسنده و مترجم بيش از دوهزار عنوان مقاله چاپ شده در نشريات داخل و خارج از كشور شخصا در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري شركت نكردم، اما اجازه نداشتم فرزندم را نسبت به تحولات كشور بدبين كنم و حق او را براي فعاليت سياسي اندك و مجاز پايمال كنم. اينجانب ضمن تقاضاي مجدانه براي آزادي فرزندم (صالح دلدم) قول مي‌دهم كه تا روز مرگ قلم را بشكنم و به سطل زباله بيندازم، كه تصور مي‌كنم راه را اشتباه رفته بودم... در غرب (جهان استكباري) حداقل پس از انتخابات از اعضاي ستاد رقباي انتخاباتي انتقام نمي‌گيرند و شيريني چنين انتخابات حماسي و دشمن‌شكني را به كام مردم تلخ نمي‌كنند.

×××××××××××××××نمازجمعه سبز را هم به خشونت کشیدند ××××××××××××××

شهادت باب الحوائج موسی بن جعفر تسلیت باد 
موسی شدی که معجزه ای دست و پا کنی                راهی برای رد شدن قوم واکنی
زنجیرهای زیر گلویت مزاحمند                                    فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی

احمدی‌نژاد در برابر علمای قم شمشیر را از رو بست

مشایی معاون اول رئیس دولت کودتا می‌شود

رئیس دولت در حالی این تصمیم خطرناک را اعلام کرده که در حوزه علمیه قم علاوه بر مراجع نزدیک به اصلاح‌طلبان و مراجع سنتی همچون آیات صافی گلپایگانی و شبیری زنجانی، حتی مراجع نزدیک به محافظه‌کاران نظیر مکارم شیرازی و حتی نوری همدانی هم نسبت به رحیم مشایی موضع منفی دارند.
اظهارنظرهای مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل، بارها خشم حوزه علمیه قم را برانگیخت و باعث شد مراجع قم به طور صریح و علنی خواستار برکناری او شوند؛ درخواستی که با بی‌اعتنایی احمدی‌نژاد مواجه شد.
همچنین تلاش مشایی برای دخالت در کار سازمان حج و زیارت، باعث اعتراض علنی نماینده ولی فقیه و در نهایت دخالت مستقیم رهبر نظام و اعلام علنی تذکر شخص اول مملکت به احمدی‌نژاد شد


روزهای تلخ بعد از انتخابات نتیجه انحراف ها و بذر کینه و تردید تبلیغاتی برخی کاندیداها است / پیشنهادات ۶ گانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای رفع مشکلات   |   حکومت اسلامی بدون اعتماد عمومی شکل نمی گیرد/امام اصول مردم محور قانون اساسی را تحکیم کردند   |   دین محمد(ص) وحدت آفرین بر پایه مراعات حقوق مردم و تاکید بر دانش و توسعه جامعه اسلامی   |   نمازگزاران از بیان شعارهایی که قداست نماز جمعه را مورد خدشه قرار دهد، پرهیز کنند   |   ایت الله هاشمی رفسنجانی با صدور بیانیه ای با بازماندگان کشته شدگان حادثه سقوط هواپیمای ایرانی اظهار همدردی کرد   |   

بازگرداندن اعتماد عمومی ضرورت اصلی امروز کشور است
 

امام جمعه موقت تهران ضمن آنکه شکوه و تنوع حضور گسترده مردم را یادآور و مشابه برگزاری اولین نماز جمعه تاریخ جمهوری اسلامی بر شمرد با بیان اینکه روزهای تلخ و ناشایسته بوقوع پیوسته بعد از پرشکوهترین حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری ناشی از بذرهای تردید کینه ای دانستند که برخی کاندیداها در ایام تبلیغاتی در افکار و اذهان عمومی نشاندند، افزودند: جمهوری اسلامی و مسئولین با بهره گیری از تجارب بسیار ارزشمند حاصل از ۳ دهه عمر نظام، به طور قطع توان عبور از این بحران را دارند. [متن کامل]

نمازجمعه سبز را هم به خشونت کشیدند

حمله وحشیانه به نمازگزاران در تهران

امروز پلیس و لباس شخصی‌ها در تهران روی سربازان اسرائیلی را سفید کردند و نمازگزاران را به شکلی فجیع‌تر از سرکوب نمازگزاران فلسطینی در مسجدالاقصی، سرکوب کردند. اما حضور سبز هواداران موسوی و سخنان انتقادی هاشمی، نمازجمعه‌ی امروز را به نقطه‌ی عطفی جدید در تحولات سیاسی پس از کودتای انتخاباتی تبدیل کرد
تصاویر: حاشیه‏های نماز جمعه تهران در ادامه مطالب
ادامه نوشته

نماز جمعه  این هفته به امامت سردار سازندگی با حضور سرداران اصلاحات

نماز جمعه به امامت سردار سازندگی یاردیرین حضرت روح الله 

 

حامیان میرحسین موسوی و معترضان به نتایج انتخابات و درگیری‌های پس از آن جمعه این هفته پس از شرکت در نماز جمعه که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد، در راه‌پیمایی بزرگ موج سبز شرکت خواهند کرد. این خبر در رسانه‌های دیگر از جمله صفحه میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در فیس‌بوک هم منتشر شده است.  با انتشار این خبر به گسترده تر شدن این موج سبز کمک کنید. رسانه شمایید!

......................................... بغض های پدرانه.....................................

براي پسرم که بي‌گناه سيلي خورد

عبدالجبار كاكايي در وبلاگش «سال‌هاي تاكنون» نوشته است: «اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي جنگي که بود براي تن‌هاي تکيده در لباس‌هاي خاکستري براي آرامش مادرانم در آوار بمب براي هيجان پدرانم در آشوب مرگ. اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي آفتابي که بي نياز از دليل بود.از جنگ که برگشتم پيراهن خاکستريم را آويختم به ديوار خاطرات و به زندگي با مردمي سلام گفتم که عطر شناسنامه‌هايشان در مشام جانم بود و اسمم در ميان اسمهاي‌شان باليد و کم‌کم بزرگ شد.با گريه‌هايشان گريستم و با خنده‌هايشان خنديدم. و امروز کنار من بودي و بي‌گناه سيلي خوردي از کسي که لباس خاکستري مرا پوشيده بود مقابل چشم حيرت‌زده من سيلي خوردي در بي‌پناهي و ناچاري وخدايي که تنها دوستت بود ديد که بي‌گناه سيلي خوردي از حشره‌اي که در لباس من خزيده بود همان لباسي که من به ديوار خاطراتم آويخته بودم. و آن لحظه انديشيدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلايي چنين نمي‌شد.
پسرم
به تن‌هاي تکيده‌اي که در لباس من سال‌هاي پيش جنگيدند شک نکن. به قهرمانان قصه‌هاي من شک نکن. به رودخانه‌هاي خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن‌هاي مجروح تنگه چذابه شک نکن به بدن‌هاي خاک آلود دشت‌هاي مهران شک نکن فقط به حشره‌اي شک کن که در لباس من خزيده بود.»


     

 نامه‌اي به پسرم

پسرم، نام تو را محمد گذاشتم «محمدي» بماني، «محمدي» باشي تا تو را در انظار و دور از انظار محمد صدا کنم.
ناني که به تو داده‌ام نيز محمدي بوده و هيچ ناني که خمير آن با بسم‌الله گرفته نباشد به تو نداده‌ام.
پس مي‌دانم که تو محمدي مي‌ماني و دردمندم از آنهايي که محمد را نمي‌شناسند.
اينک که 21 روز دور از مني و من دور از صداي تو روزگار مي‌گذرانم، سر بر جيب تفکر فرو مي‌نهم و از اين روزگار دون‌پرور گله دارم. اما گويي شکوه من به جايي نقش نمي‌بندد چون نقاش روزمره روزگارمان نقاشي بلد نيست و بي‌جهت نام خود را با نقش روزگار عجين مي‌داند.
آن روز که روز پدر بود از شهر کتاب زنگ مي‌زدي: «بابا در شهر کتاب هستم. چه کتابي برايت بخرم؟» مي‌دانستي که من کتاب را دوست دارم و مي‌خريدي کتابي را که هميشه سرفصل آن با نام خدا بود و با امضا همسرت و خودت برايم مي‌فرستادي.
و اينک در زندان، به غربت نشستگان، کتاب فروشي ندارند تا کتاب بخري و در روز ولادت علي‌(ع‌) و روز پدري که گذشت، براي پدر دلسوخته از دور بودن تو روانه کاشانه بي‌نور و خاموشم کني.
من ياد تو را و اسم تو را در نماز پنج‌گانه به دعاي هميشگي و نماز نيمه‌شب همواره مي‌آورم. از تو ياد مي‌کنم و مي‌دانم که تو از بضاعت علمي و ديني واخلاقي و از آزادگي بهره‌اي وافر داري که به همين جهت در ازدواج تو به خانه‌اي رفتم که آنها همچنين باشند.
عجبا!! اين روزگار چگونه بين پدر ومادر و عروس محجوبم از تو دوري مي‌اندازد و حسرت بيش از 20 روز نديدن محمد را به دل پدر شوريده و به غم خفته مي‌نهد.
خدايا! خالقا! معبودا! مسجودا! تو را ستايش مي‌کنم، نه به رزق و روزي روزانه‌ات، بلکه به بزرگي و به حکمت فرزانه‌ات و به آيه «تکلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما تکسبون»
اين دهر دون‌پرور که ما نمک‌خوار آنيم چه بازي بس عجيبي دارد.
سر فرو بردگان به جيب تفکر را استهزا مي‌کند،و فرومايگان خفته در خواب غفلت را تماشاگه روزگار.
يا ‌الله، نظري
يا محمد(ص)، کمکي
يا علي(ع)، مددي
با آرزوي آزادي براي همه

صادق قوچاني

پ.ن. محمد قوچانی سردبیر اعتماد ملی

.......................................در شام وفات عقیله بنی هاشم..................................

 بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی

 بیانیه سید محمد خاتمی

بیانیه کوبنده ی مهدی کروبی

نیمه رجب، هجران غم انگیز احیاگر حماسه های جاوید کربلا، حضرت زینب (س) را به سوگ می نشینیم.

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.

                            

                                  

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

اسیران بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که "زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی." و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل همراه قافله شده بود.

زینب (س) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامت پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب (س) فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند و رضا بود.

حضرت زینب (س)  در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب (س)  در طول حیات پربرکتش نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش هم به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد (ع) می فرماید: " آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است." و نیز از آن حضرت نقل شده که "عمه ام زینب (س)  با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد" و نیز روایت می کنند: "چون امام حسین (ع) برای وداع با زینب (س)  آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن."

زینب (س)  در ایام کودکی، با برادرش حسین (ع) انس و الفتی عجیب داشت و در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت فاطمه (س) نزد پدر رفت و عرض کرد: "پدر جان، متعجبم از محبت فراوانی که میان زینب (س) و حسین (ع) است. این دختر چنان است که بی دیدار حسین  شکیبایی ندارد." رسول خدا (ص) چون این سخن بشنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود: "ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد."

حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید. نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س)  در شام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.

چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد. در این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله" و به برادر پیوست.


نامه دختران محمدعلی ابطحی به پدر

روز پدر برای دیدنت به زندان اوین می آییم
سلام بابای خوب و نازنینم

روزت مبارک. خیلی دلم می خواهد مثل هر سال برایت هدیه ای بخرم و به دیدنت بیایم. مثل هر سال، در آغوشت بگیرم و حضورت را حس کنم. مثل هر سال لبخند زیبایت را ببینم و در کنارت باشم. هیچ وقت فکر نمی کردم لازم باشد برای تبریک روز پدر برایت نامه بنویسم؛ آن هم نامه ای که می دانم حتی نمی توانم به دستت برسانمش.

پدر مهربانم
دلم گرفته است. عجیب گرفته است. کاش می شد لحظه ای ببینمت. می دانم که تو هم آن جا دلتنگ مایی.
این بیست روز برایمان خیلی سخت گذشت. یا بهتر است بگوییم اصلاً نگذشت. برای ما امروز همان بیست و ششم خرداد ماه است. همان روز که از انقلاب راه افتادیم تا به آزادی برسیم. شما زودتر به خانه رسیده بودی و نگران حال دخترانت بودی و از ما می خواستی تا زودتر به خانه برگردیم...
و نیمه شب همان روز بازداشت شدی...
برای ما همان روز مانده است. همچنان منتظر آمدنت به خانه هستیم.

بابای مهربونم
می گویند اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده ای؛ می گویند اعتراف کرده ای که از اقداماتت پشیمان و نادمی و دائم اشک می ریزی. چه کسی باور می کند؟

پدر بشاش و مهربان ما
نمی گویند با این خبرهای دروغ چه بر سر همسر و دخترانت با دل های رنجور و قلب های شکسته شان می آورند؟
خوب می دانی که ما به عنوان دخترانت و مادرم به عنوان همسرت و همه دوستداران و خوانندگان وبلاگ و منتظران آزادی ات، بهتر از کسانی که تازه 20 روز است با تو، افکار بزرگ، خلق و خوی صبور و خنده رویی و مهربانی ات آشنایی پیدا کرده اند، می شناسیمت و می دانیم تو بزرگ تر از این حرف هایی...

عزیز تر از جانم
برای مهربانی های بی اندازه ات دلتنگیم؛ برای خنده های همیشگی ات؛ برای روزنوشت های وب نوشته ها، که هر روز رأس ساعت 4:30 بعد از ظهر نگران نوشتنش بودی.
می دانم این روزها نگرانی های زیادی داری، اما تنها چیزی که آن چهاردیواری بسته، از شانه هایت خالی کرده، نوشتن روزمره وبلاگت است. اما ما و همه دوستدارانت امروز هم به تیتر کهنه بیست روزه ی "دستگیری ابطحی" بر می خوریم.

بابا جونم
شما اینجا نیستی؛ هر روز را غریبانه میگذرانیم...
همه ی پیگیری ها بی نتیجه است. گاهی با خود فکر می کنیم شاید در شب های تنهایی ات به اطرافیان و دخترانت دست مریزاد می گویی که برای آزادی ات اقدامی نمی کنیم. روزهای اول پس از رفتنت، چهار روز را در رفت و آمد به دادستانی و زندان اوین بودیم... برای رساندن داروهای دیابتت.
نامه هایی نگاشتیم برای هر کسی که به ذهنمان می رسید کاری از دستش بربیاید. نتیجه نداد...
نمی دانم این چه جریانی است که همه دوستانت هیچ کاری از دستشان برنمی آید...
همه متعجب مانده ایم.
غیر از تماس کوتاه 2 دقیقه ایت، دیگر هر تماسی از زندان بود تقاضای عدم پیگیری از طرف بازجویانت بود.

نازنین پدرم
امیدواریم امشب یا فردا تماس بگیری... یا ملاقاتی حداقل به عنوان روز پدر با تو داشته باشیم.
اما اگر این هم میسر نشد، فردا با فرزندان دیگر دوستان در بندت، ساعت 5 بعدازظهر با شاخه ای گل سرخ برای دیدنت همراه می شویم و به زندان اوین می آییم.

عزیزمان...
کاش بودی...
روزت مبارک...

دخترانت
فریده، فاطمه و فائزه

نامه دکتر علیرضا بهشتی به پدرش شهید بهشتی: پدر دیدی چه کردند؟

اظهارات احمدی نژاد در مناظره ها عامل اغتشاشات اخیر بود
سایت احمد توکلی:

اظهارات احمدی نژاد در مناظره ها عامل اغتشاشات اخیر بود

سیاست > انتخابات  - سایت الف در مقاله ای به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی های اخیر پرداخت.

سایت الف در مقاله ای باطرح این پرسش "آیا می‌توان مسوولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟" به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی های اخیر پرداخت.

سایت الف نوشت:
1- اگر در روز مناظره آقایان احمدی‌نژاد و موسوی، رییس جمهور کشور بطور ابتدا به ساکن به طرح اتهاماتی خلاف قانون و اخلاق به آقایان هاشمی و ناطق و اطرافیانشان (بنا به تایید مقام معظم رهبری) نمی‌پرداخت و آقای موسوی و کروبی نیز برخی بی‌انصافی‌ها را در مورد دولت فعلی و عملکرد آن بیان نمی‌کردند،‌ آیا التهاب و تحریک احساسات بوجود می‌آمد؟ و آیا بخش وسیعی از مردم دچار سردرگمی و تناقض در خصوص عملکرد فسادآلود مسوولان طراز اول کشور می‌شدند؟

2.    اگر آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها، تصویر سیاهی از 24 سال دولت‌های زمان امام و رهبری نشان نمی‌دادند و دولت‌های قبلی را متهم به فساد و کم‌کاری و شکنجه‌کردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمی‌نمودند، آیا فضای سالم‌تر و اخلاقی‌تر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید بدلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکس‌العملی را نشان می‌دادند؟

3.    اگر وزارت کشور، تدبیر لازم را برای نحوه اعلام نتایج معمول می‌داشت و اطلاع رسانی متواضعانه می‌کرد، برخی از مردم دچار سوء‌تفاهم برای تقلب می‌شدند؟

4.    اگر صدا و سیمای ما با چرخشی ناگهانی از یک رویکرد باز و شفاف و آزاد در قبل از انتخابات، به فضای بسیار محدود و بسته و یکطرفه در بعد از روز رای‌گیری وارد نمی‌شد و اجازه می‌داد تا معترضان هم مانند سیل مخالفان آنها، در صدا و سیما حضور پیدا می‌کردند و دلایل خود را عنوان می‌نمودند و اگر صدا و سیما بطور یکجانبه، تظاهرات وسیع مردم در تهران (والبته غیرقانونی) را سانسور نمی‌کرد و حرکت چند بازی خورده خارج و منافق و خرابکار را نشان نمی‌داد، آیا طرفداران قابل توجه کاندیداهای معترض و مردم دیگر، احساس نوعی خفقان و دروغ‌گویی می‌کردند؟

5.    اگر وزارت کشور به معترضان اجازه راهپیمایی آرام و حتی در محیط‌های محدود را می‌داد، آیا بیانگر قدرت هاضمه قوی نظام در شنیدن حرفهای مخالفان نبود؟

6.    اگر سایت‌ها و روزنامه‌های این کاندیداها تعطیل نمی‌شد، توجه به شایعات و رسانه‌های دشمن  نیز کمتر نمی‌شد؟ و مردم احساس نمی‌کردند که علت این برخوردهای شدید با نامزدها و طرفداران آنها چیست؟

7.    اگر نیروهای نظامی و امنیتی، با مردم تظاهر کننده (و نه اغتشاشگران) برخورد مهربان‌تری داشتند و خشونت روا نمی‌کردند، آیا در ایجاد ارتباط قوی میان مردم و مسوولان موثرتر نبود؟

کوتاه اینکه اگر اقدامات فوق صورت نمی‌گرفت و تدبیر و درایت بیشتری بخرج می‌رفت، آیا هزینه‌های داخلی و خارجی این انتخابات، تا این حد بالا می‌رفت. چرا ما همواره برای پوشاندن ضعف‌ها و یا مقاصد خاص سیاسی خود، تمامی تقصیرات را به عهده طرف مقابل می‌گذاریم و خود را پاک و منزه جلوه می‌دهیم؟ طبیعی است که طرف مقابل ـ اعم از دشمن دانا و یا دوست ناآگاه ـ از ضعف‌های شما به بهترین وجه استفاده می‌کند و یا فضا برای استفاده او فراهم می‌شود اما واقعیت این است که نباید در تحلیل‌های خود نیز دچار توهم شویم و مسوولیت‌های این طرف را هم نادیده بگیریم.

این نامه را امضاء کنید در محکومیت انتخابات


     

نامه دکتر علیرضا بهشتی به پدرش شهید بهشتی: پدر دیدی چه کردند؟


بار دیگر بی تو

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه 1388

 

بـه میرحـسـین موسـوی رای دادم

 

بـه میرحـسـین موسـوی رای دادم

 

قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

مردم هوشیار و شریف ایران

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

 

برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

چهارم تیر 1388

××××××××××××××××××   آخرین اخبار انتخاباتی  ×××××××××××××××××

  •  

  • (یکشنبه ۸۸.۳.۳۱)  
  • خبر رسانه های خارجی مبنی بر حضور میرحسین در خیابان جیحون کذب محض است
    یک منبع آگاه در دفتر مهندس موسوی، اخباری مبنی بر حضور میرحسین در خیابان جیحون در جریان درگیری‌های روز گذشته را قویا تکذیب کرد.
     
     

  • شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد
  • کمیسیون حقوق بشر اسلامی در نامه‌ای خطاب به رییس کل دادگستری استان تهران خواستار ورود این مرجع قضایی برای رعایت حقوق مردم پس از انتخابات شد. 
  • مجمع روحانیون: راهپیمایی امروز لغو شد/مجوز ندادند/برای تامین خواست منطقی و مشروع مردم اقدام می‌کنیم
    مجمع روحانیون مبارز در بیانیه‌ای اعلام کرد که برنامه‌ای برای راهپیمایی در روز شنبه (امروز) نخواهد داشت.
  • پاسخ دبیرخانه شورای امنیت کشور به نامه میرحسین موسوی

  • دبیرخانه شورای امنیت کشور به نامه مورخه ‌٨٨/٣/٢٧ میرحسین موسوی پاسخ داد.
  • ذکر "الله اکبر" یاران میرحسین برای هفتمین شب متوالی در اعتراض به نادیده گرفتن رای و حقوقشان
  •  
  • بیانیه جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری در محکومیت برخوردهای خشونت آمیز اخیر
    جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری با صدور بیانیه ای، برخوردهای خشونت آمیز و غیرمسوولانه با اعتراض های مردمی را محکوم کردند.

    گزارش تصویری بزرگداشت شهدای برخوردهای خشونت آمیز و تجمع سکوت در میدان امام خمینی با حضور میرحسین


    آخرین خبرهای انتخاباتی (۵شنبه۸۸.۳.۲۸)

     



    میرحسین: عاملان تقلب و بلوا، کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند

    میرحسین موسوی با محکوم کردن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفا خواستار احقاق حق خود هستند و محکوم کردن دستگیری های وسیع اخیر هشدار داد که گسترش این رویه تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.

    به گزارش قلم نیوز، متن کامل بیانیه مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

    "بسم الله الرحمن الرحیم

    لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما

    مردم شریف ایران

    تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفاً خواستار احقاق حق خود هستند ، لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:

    1. همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.

    2- دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید.

    3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است، نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.

    4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگزاری می کنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.

    میرحسین موسوی"


                   حذف عکس احمدی‌نژاد از تابلوی هیات علمی توسط دانشجویان

    دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به محمود احمدی‌نژاد و عملکرد وزارت کشور وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری، عکس رئیس دولت نهم را از تابلوی اعضای هیات علمی برداشتند. به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ دانشجویان معترض به جای این تابلو، پلاکاردی دست ‌نوشته و شدیداللحن را جایگزین کردند که مسایلی را درباره «کودتا» و ... مطرح کرده و در آن، شعار بسیار تندی علیه آقای احمدی‌نژاد نوشته شده است.

  • ........................................ای وای از مرگ دموکراسی...........................

    یا مهدی(عج)

    بی تو شمشیر بر خلایق می کشند

    تیغ بر روی حقایق می کشند

    کلیک کنید

     

    ××××ممانعت اکید استاد شجریان از پخش صدای ایشان در صدا و سیما××××

    استاد محمدرضا شجریان، با ارسال نامه‌ای به سازمان صدا و سیما، از پخش آثار وی در این رسانه ممانعت به‌عمل آورد. استاد در این نامه، از سرود ایران ای سرای امید به ویژه نام برده‌اند و اعلام کرده‌اند که این آثار به هیچ وجه مرتبط به شرایط کنونی نمی‌باشد. همچنین در این نامه تأکید شده است که سال ۱۳۷۴ نیز درخواست عدم پخش آثار به رئیس وقت سازمان ارسال شده است. متن نامه به‌همراه تصویر آن‌را در ادامه می‌خوانید...



    جناب آقای ضرغامی
    رییس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی

    با سلام
    همانطور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد.
    اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا وسیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید می کنم، آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.
    محمدرضا شجریان ۲۵/۳/۸۸


    لینک خبر در سایت استاد شجریان


    name-shajarian.jpg

    ××××××××××××فوری فوری اطلاعیه میرحسین*****

     

    فوری فوری ، بسیار مهم/متن اطلاعیه ستاد میرحسین درباره اعلام راهپیمایی امروز

    مردم در دام درگیریهای طراحی شده نیفتند/مسوولیت عواقب محدودیت های رسانه یی ستاد،به عهده دولت حاکم است

    قلم - ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند.
    به گزارش قلم نیوز، متن اطلاعیه بسیار مهم و فوری ستاد میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی متن کامل اطلاعیه ستاد مهندس میرحسین موسوی در خصوص اعلام راهپیمایی امروز به قرار مسموع در راهپیمایی دیروز از سوی برخی افراد و به صورت خودجوش، برگزاری یک راهپیمایی در ساعت 17 امروز از میدان ولیعصر به سمت جام جم اعلام شده است. این ستاد به آگاهی عموم می‌رساند، آقای مهندس میرحسین موسوی در این راهپیمایی حضور نخواهند داشت. از مردم عزیز مجدداً درخواست می‌گردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل 27 قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانه‌ای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاع‌رسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاع‌رسانی رسانه‌های بیگانه و پی‌آمدهای آن را تقویت می‌کند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامه‌های مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشته‌اند

    سید حسن خمینی، به پا خیز که امروز از آن توست

     
    سید حسن خمینی، به پا خیز که امروز از آن توست

    سید حسن خمینی، این صدای ملت است که تو را خطاب می کند: امروز که کودتاچیان نقاب از رخ افکنده، امروز که چهره کریه به انحراف کشانندگان 30 سال انقلاب ملی مان بر مردم آشکار گردیده، امروز که نیمه سیاه جنایتکار حکومت سر برآورده و در صدد قبضه کامل قدرت است، سکوت را بشکن و از ناگفته های بسیار از این سیاه رویان پرده در. برخیز و حق مردمان زمان خویش بستان از مجنونان قدرت. پرچم سبز رهبری آزادی خواهی را به اهتزاز در آور. بدان که یاران حقیقی انقلاب؛ هاشمی ها، موسوی ها، خاتمی ها، کروبی ها.... به پشتوانه جنبش ملی جماران به رهبری تو و حضور از جان و دل مردم، در برابر کودتای حکومتی پاستور خواهند ایستاد و نمی گذارند این امانت انقلاب به دست نا اهلان نابود گردد. چشم به فریاد آزادی تو

                  

    ........بیانه مهم مهندس میرحسین موسوی ...........
     
                          بسم الله الرحمن الرحیم
    ملت شريف ايران
    نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
    به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
    اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
    جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.

    و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و علي الله فليتو كل المتوكلون
    میرحسین موسوی
     

    ..................تصاویر انتخابات امروز (مسئولان و کاندیداها)........و حضور مهندس موسوی پای صندوق.

     

     

    ادامه نوشته

    ............گزارش تصویری / حضور و استقبالی سبز از سید محمد خاتمی در اصفهان.............

    استقبال سبز از  سید محمد خاتمی در اصفهان

     

    ادامه نوشته

    .................................................... سلام بر سبز اندیشان............................

     با نام حضرت حق و سلام بر سبزاندیشان

    جمعه! روز سبز نیک اندیشان.

    جمعه! روز رای سبز به آزادی عدالت و صداقت.

    جمعه! روز رویش سبز ماست در کویر تحجر و دروغ.

    جمعه! برگ سبز زیتون مهربانی در کویر خشونت.

    جمعه! برای گذر از کویر وحشت فقط با برگ سبز.

    جمعه! برگ سبز یعنی من می اندیشم.

    جمعه! یعنی سلام بر قلب و پرونده ی پاک میرحسین.

    جمعه! بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر انداریم...

    جمعه! جمعه برگ سبز من مدرک ۱۰ هزار سال تمدن ایران من.

    جمعه! روز دعوت تحجر بر سفره سبز تفکر.

    جمعه! ثبت رنگ سبز در تاریخ بنام آزادگان.